تبليغاتX
هستی نامه
دیروز من و محمدحسین خونه بودیم. اینجا که خودش نیست می خوام بهش بگم پدر (اسمی که همیشه دوست داشت بهش بگیم ) . چرا بهش نمی گیم نمی دونم(علامت سوال )

چند روز بود که تو اینترنت دنبال یک کتاب می گشتم اما پیدا نمی کردم . دیروز صبح که مقابل کتاب فروشی پیاده اش کردم کفتم : اگه قرارداد اجتکاعی را پیدا کردی برام بگیر . لبخندی از ته دل بر لب هاش نشست . مکثی کرد و گفت تو خونه دارم بهت میدم.

ظهر که اومد خونه مامان رفته بود . منتظر بود ناهار را آماده کنم در همین فاصله دیدم رفت طرف انباری . گفتم بذار بعد از ناهار . اما صدام را نشنید . ناهار آماده شده اما هنوز نیومده بود . رفتم پیشش باهم یک انباری پر از کتاب را زیر و رو کردیک . کلی دست نوشته از پدر استاد دادبه . جزوه های مختلف و ..... .

تا اینکه کتاب مورد علاقه ام پیدا شد همراه چندین کتای دیگه . با هم کمک کردیم همه را آوردیم بالا . شروع کردم به خوندن دست نویس های ۳۰ سال پیش زمان دانشجویی پدر . با هم راجه بهش کلی حرف زدیم .

بعد از مدت ها بازم محمد حسین پدر شده بود . کاش همیشه پدر می موند .

دیروز یکی از بهترین ساعت های عمرم را گذراندم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 23:9  توسط رزیتا  | 

گابریل گارسیا مارکِز (زادهٔ ۶ مارس ۱۹۲۸ در در دهکدهٔ آرکاتاکا*[1] درمنطقهٔ سانتامارا*[2] در کلمبیا) رمان‌نویس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی است. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور است و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کند.

او در سال ۱۹۴۱ اولين نوشته‌هايش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبيرستانی بود منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ به تحصيل رشتهٔ حقوق در دانشگاه بوگوتا پرداخت. در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان صد سال ‌تنهايی کرد و آن را در سال ۱۹۶۸ به پايان رساند که به عقيدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او به شمار می‌رود. او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات بوده است.

او در سال ۱۹۹۹ رسماً مرد سال آمريکای لاتین شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبيا با ارسال طومارهايی خواستار پذيرش رياست جمهوری کلمبيا توسط مارکز بودند که وی نپذيرفت.

مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی رئالیسم جادویی است، اگرچه تمام آثارش را نمی‌توان در این سبک طبقه‌بندی کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 16:43  توسط رزیتا  | 

یکی از نویسند هایی که من به تازگی با آن آشنا شدم و این آشنایی را مدیون یک دوست عزیز هستم که امیدوارم به بلاگ ما سر بزنه . این نویسنده ژان ژاک روسو است که شرح حال مختصری از این روشنفکر سده ی هجدهم :

ژان ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau) (١٧١٢ ـ ۱۷۷۸) متفکر سوئیسی، در سدهٔ هجدهم و اوج دورهٔ روشنگری اروپا می‌زیست.

اندیشه‌های او در زمینه‌های سیاسی، ادبی و تربیتی، تأثیر بزرگی بر معاصران گذاشت. نقش فکری او که سالها در پاریس عمر سپری کرد، به عنوان یکی از راهگشایان آرمانهای انقلاب کبیر فرانسه قابل انکار نیست. اگر چه روسو، از نخستین روشنگرانی است که مفهوم حقوق بشر را بطور مشخص به کار گرفت، اما نزد او از این مفهوم تنها می‌توان به معنایی ویژه و محدود سخن به میان آورد. در مجموع باید گفت که وی رادیکال تر از هابس و جان لاک و شارل دو مونتسکیو می‌اندیشید. شاید به همین دلیل است که برخی از پژوهشگران تاریخ اندیشه، وی را اساسا" در تداوم سنت فکری عصر روشنگری نمی‌دانند، بلکه اندیشهٔ او را بیشتر در نقد فلسفهٔ روشنگری ارزیابی می‌کنند. برای روسو، صرفنظر کردن انسان از آزادی، به معنی صرفنظر کردن از خصلت انسانی و «حق بشری» است. روسو تلاش می‌کند، نوعی هماهنگی میان آزادی فردی و جمعی ایجاد نماید. وی این کار را در اثر معروف خود «قرارداد اجتماعی» که در سال ۱۷۶۲ میلادی نوشته شد، انجام می‌‌دهد. یکی دیگر از کتاب های مهم روسو به نام امیل در زمینه تربیت کودکان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 11:9  توسط رزیتا  |